X
تبلیغات
رایتل
 
ایران 47
به ایران 47 خوش امدید ..
صفحه نخست                  نسخه موبایل                  عناوین مطالب                  تماس با من
نوشته شده توسط ایران 47 در تاریخ پنج‌شنبه 19 مرداد‌ماه سال 1391 :: 01:33 ق.ظ

فضای مجلل و مجهز ورزشگاه اکسل برای برگزاری مسابقات المپیک لندن چقدر تماشایی و دیدنی هستند. در اولین گام های ورودی به سالن اصلی شاهدیم که هواداران بی شماری از کشورها و قاره های مختلف خودشان را به پایتخت انگلیس رسانده اند تا شاهد ورزشکاران ملی پوش خود در حساس ترین تورنمنت ورزشی باشند.
 
امروز روز یازدهم مسابقات است و به امید تداوم موفقیت های کشتی فرنگی باید به سالن برویم و تقابل سعید عبدولی در 66 کیلوگرم و قاسم رضایی را در 96 کیلوگرم به تهران مخابره کنیم.
 
 
در سالن چهره نه چندان خندان مارتینتی، رئیس فیلا کاملا مشهود است، گویی دوست ندارد حتی کوچک ترین تبریکی به مناسب قهرمانی حمید سوریان یا امید نوروزی به کادر فنی ایرانی بگوید.
 
 
به هر حال عبدولی بر خلاف میل باطنی دوستان بین المللی اش کارش را با برد مقابل حریف ترکیه ای آغاز می کند. او اولین ثانیه ها جنگنده نشان می دهد و گویی به غیر از طلا به چیز دیگری نمی اندیشد، اما غافل از اینکه مارتینتی و دوستانش قمار را به ورزش ترجیح داده اند.
 
 
در دومین مسابقه عبدولی به مصاف حریف فرانسوی خود می رود، در واقع برای این دیدار ماموریت داور مسابقه از عملکرد دو کشتی گیر مهم تر به نظر می رسید و از همان لحظه های اول ایرادهایی که به عبدولی می گرفت نشان می داد که نماینده  ایران باید ثانیه های سختی را تحمل کند.
 
 
در دو دقیقه اول حریف فرانسوی فقط دفاع کرد و جالب اینکه تذکرها را فقط به نماینده ایران دادند؛ این پایان کار نبود چرا که در ادامه و در آخرین ثانیه های مسابقه عبدولی کشتی گیر فرانسوی را بارانداز کرد، همه صحنه را دیدند و شاهد چرخش نماینده فرانسه روی تشک بودند، اما تیم داوری و دوستان مارتینی بسیار راحت سر کشتی گیر ایرانی که شانس اصلی کسب مدال طلا بود را بریدند.
 
 
بله اینجا لندن است جایی که شعار دموکراسی و عدالت همه جا به گوش می رسد و رسانه ها برای تغییر تفکرات تلاش مضاعفی را از خود نشان می دهند اما همان طور که گفته شد شعار است و شعار از واقعیت فرسنگ ها فاصله دارد.
 
 
گریه های عبدولی در سالن کشتی اکسل واقعا دردآور بود ، همان طوری که در بوکس حق مظاهری را خوردند و درد دل ایرانی ها تشدید شد.
 
 

حق را می خورند مقابل چشمان میلیون ها بیننده، چون می دانند که چطور قمار بازی یا فریب کاری خود را توجیه کنند. حالا اشک های عبدولی می ماند و یادگاری تلخ المپیک!